سلام
از امروز به پيشنهاد يكي از دوستانم ادرس وبلاگم به اين ادرس تغيير پيدا كرد.
خوشحال می شوم اگر به این ادرس هم سری بزنید.
دیروز روز بیستم فروردین ماه روز بیادماندنی و پرکاری بود صبح زود به بسیج تهران رفتم و به اتفاق تعدادی از دوستان دانشجو مقدمات برگزاری تجمع مقابل سازمان انرژی اتمی را فراهم کردیم ساعت ۱۰ صبح تجمع آغاز شد تعداد دانشجویان لحظه به لحظه بیشتر می شد نمایندگان تشکلها صحبت کردند و همه از اتمی شدن ایران حمایت کردند از دولت خواستند تا اخر بایستد و تا دلتان بخواهد هم بد و بیراه به غربی ها خصوصا امریکا گفتند خبرنگاران داخلی و خارجی زیادی هم امده بودند اخر سر هم طبق معمول پرچم امریکا را اتش زدند نکته جالب مراسم شور و نشاط دانشجویان و عزم جدی انان در دفاع از دستاوردهای هسته ای کشور بود بعد از مراسم به شبکه امدم و تا پاسی از شب انجا بودم خبرهای زیادی از سراسر کشور درباره حضور مردم و بویژه دانشجویان در حمایت از انرژی هسته امده بود در ucf اصفهان ۱۲ هزار دانشجو جمع شده بودند در بوشهر هم ۴هزار تا و همینطور در مشهد- شیراز- کرمانشاه و... یادم رفت که بگویم دیروز مترو و اتوبوس هم مجانی بود دست قالیباف درد نکند اما اوج دیروز سخنان احمدی نژاد در اعلام خبر خوش هسته ای بود وارد شدن ایران به جمع کشورهای تولید کننده سوخت هسته ای در ابعاد صنعتی افتخاری دیگر است که در دولت نهم بوجود آمد دست احمدی نژاد درد نکند کاش زودتر رئیس جمهور شده بود کشورهای غربی هم طبق معمول تا دلتان بخواهد عربده کشیدند و راه به جایی نبردند این پیشرفتها را مدیون اصولگرایی دولت و البته مجاهدتها و ایثارگریهای شهدا جانبازان و ایثارگران هستیم دیروز ایران خوشحال شد
در بوشهر هم آقای افراشته طی سخن زیبایی مقابل نیروگاه اتمی گفته بود: ما از نسل مدرس ها هستیم نه تقی زاده ها!
پیروزی مقتدرانه هسته ای بر جهان اسلام و ایرانیان ایران دوست مبارک!
امسال نوروز خوش گذشت بیشتر آنرا استراحت کردم از بچگی عادت کرده ام نوروز استراحت- گشت و گذار و بازی کنم البته در چند سال اخیر مطالعه هم به برنامه های نوروزم اضافه شده است من که تنها در نووروز می توانم استراحت حسابی کنم پس از یک سال که فکر می کنم پرکار ترین سال عمرم بود حسابی در کنار خانواده به خود رسیدم به مسافرت هم نرفتم اما تا دلتان بخواهد مهمان داشتیم و این عید را شیرینتر کرد امسال بوشهر مقام سوم را در جذب مسافر نوروزی کسب کرد و این خوشایند بود یادم می آید که در سالهای دبستان دفتر چه ای بنام (پیک نوروزی) به ما می دادند که باید آنرا در طول تعطیلات مطالعه و به سوالهایش جواب می دادیم من تنها در شب ۲۹ اسفند و ۱۴ فروردین به آنها جواب می دادم چون بقیه ایام را به بازی و بازیگوشی می پرداختم امسال هم برغم برنامه ریزی قبلی تنها چند فصل از کتاب "اقتصاد خرد" دکتر منتظر ظهور را مطالعه کردم و بقیه را صرف دید و بازدید- تماشای تلویزیون و مطالعه چند کتاب و ویژه نامه های نوروزی روزنامه ها کردم قدری هم کتاب "اصول عقاید" آیت ا... مصباح را خواندم جدا که محشر است و اخر سر چند سی دی از حجه الاسلام دکتر سید محمود نبویان را درباره قتلهای زنجیره ای- زهرا کاظمی- حلقه کیان - دولت اصلاحات و مدرنیسم و پست مدرنیسم و سخنرانی رحیم پور گوش دادم خیلی جالب بود بعضی واقعیت ها را به ما با ۱۸۰ درجه تفاوت گفته اند.
و اما نقطه دیدنی عید امسال دستگیری متجاوزان انگلیسی در اروند توسط مرزبانان دلاور میهن بود خیلی حال کردم بعد از چند بار دسیسه گری های انگلیس بالاخره ما هم یک بار تلافی کردیم و حالشان را گرفتیم به قول امام هیچ غلطی هم نمی توانند بکنند...
امسال سال سختی در پیش دارم گرچه از تعطیلات برگشته ام اما کمی کسلم و فکر می کنم تا چند روز دیگر حسابی سرحال و آماده کار شوم. تعداد زیاد واحدهای درسی و تخصصی شدن آنها- کار زیاد و چند شغله بودنم- دغدغه هایم در مورد مشکلات و مسایل استان و خیلی مسایل دیگر عاملی شده اند تا خود را برای سالی سرشار از کار و سختتر از پارسال آماده کنم. از خداوند بزرگ می خواهم تا مرا در این راه یاری نماید.
درست است که مدتی از اعدام صدام می گذرد و برادرش نیز به سرنوشت او دچار شد اما اخیراً یاد اتفاق و جمله ای تاریخی از "سید محمد خاتمی" در م
ورد صدام افتادم که شاید دانستن
آن برای دیگران خالی از لطف نباشد.جمله ای که بعد از شنیدن آن حال خوشی نداشتم.
خاطرم هست که هنوز جنگ آمریکا علیه عراق شروع نشده بود ولی زمزمه های آن به گوش می رسید و تقریبا همه به این نتیجه رسیده بودند که آمریکا به عراق حمله خواهد کرد. دولت عراق هم در آن ایام آخرین رایزنی های خودش را با کشور های منطقه انجام می داد.در آن ایام "ناجی صبری"وزیر خارجه عراق چند باری به ایران آمد.در آخرین سفری که به تهران داشت به ملاقات خاتمی رفت.من و تعدادی از خبرنگاران و عکاسان در اتاق ملاقات بودیم.
به خاطر دارم وقتی "ناجی صبری"وارد اتاق شد خاتمی با صدای بلند به او سلام کرد و این جمله را من با گوش های خودم از زبان خاتمی شنیدم که از وزیر خارجه عراق،بعد از سلام و حال و احوال کردن پرسید : "حال دوست و برادرمون آقای صدام حسین چطوره ؟"
خوشبختانه فیلم این دیدار و این جمله تاریخی آقای خاتمی موجود است و خدا را شکر کسی نمی تواند بنده را به غرض ورزی در این باره متهم کند .
در آن لحظه بگی نگی حالم بد شد و از سیاست بیزار شدم ، کمی تا قسمتی هم از خاتمی بدم آمد.بعد از همه جنایت های صدام،آن هم درست زمانی که اجماع جهانی علیه دولت عراق شکل گرفته صدام دوست و برادر رییس جمهور ایران می شد.حالا به چه دلیل و با چه حکمتی خدا می داند.
نکته: امروز که این جمله یادم آمد پیش خودم گفتم درست است که کمی دیر شده اما از همین جا اعدام "دوست و برادر آقای خاتمی" را به او تسلیت بگویم.
عید که می آید کمی دلم می گیرد چرا که به یاد آنهایی می افتم که اکنون در میان ما نیستند دوستانی که خیلی دوستشان داشتی و حتی پای سفره هفت سین در کنارشان می نشستی اما اکنون نیستند و این خیلی سخت بلکه زجرآور است.
امروز صبح از سفر چند روزه به مناطق عملیاتی دفاع مقدس برگشتم. عجب سفری بود انصافا از بهترین و تاثیرگذارترین سفرهایی بود که تا حالا داشته ام طی این چند روز از مناطق دوکوهه شلمچه اروند طلائیه هویزه دهلاویه بستان و شوش دیدن کردیم جدا دیدن دارد آنجاها برای خود بهشتی است به همه توصیه می کنم که به آنجاها بروند و بازدید کنند وقتی شرح عملیاتها و رشادتهای رزمندگان اسلام را می شنوی حیرت زده می شوی به ایرانی بودن خود افتخار می کنی و غبطه می خوری که ای کاش تو هم در آن دوران می بودی حال و هوای مناطق عملیاتی معنوی و عرفانی است آنجا به خدا نزدیک تر می شوی در طلائیه و شلمچه انگار صدای شهدا را می شنوی در شلمچه با خود گفتم وطن دوستان و ایران دوستان واقعی اینهایی هستند که در اینجا مدفونند نه آنهایی که در دوران جنگ آب به آسیاب دشمن می ریختند و بیانیه هایشان توسط استخبارات عراق در سنگر به سنگر عراقی ها پخش می شد متاسفانه همانها باز هم داعیه دار ایران شده و ادعای ایران دوستی می کنند و با پررویی ادعای نگرانی برای ایران می کنند ...در کجا بودید وقتی جنگ بود...عرصه بر شیران عالم تنگ بود...
نکته دیگر این سفر حضور دوستان و یاران همراه و باحال بود.
۱- انگار که این انقلاب را یک عده خاصی کردند و انگار نه انگار که حسین شریعتمداری هم از بزرگان این راه بوده است سابقه او از خیلی از این دار و دسته نهضت آزادی و مجمع روحانیون که ادعای مالکیت انقلاب را دارند بیشتر است.
۲- شریعتمداری در نوع خود یک دانشمند است دنیایی از اطلاعات درون این مرد است مجاب کردن و براه آوردن امثال احسان طبری تئوریسین کمونیست در ایران یک معجزه بود که کار هر کسی نیست.
۳- در پایان برنامه وقتی مجری از شریعتمداری درباره جمله مشهورش راجع با رهبر معظم انقلاب پرسید گفت: روح امام در یک کالبد جوان دمیده است.
۴- شریعتمداری و امثالهم کم هستند باید قدر این مجاهدان راه اندیشه و قلم را بیشتر بدانیم/.
وقتی چند روز قبل صحبتهای خانم رایس را شنیدم که گفته بود آمریکا ۲۸ سال در قبال ایران اشتباه کرده است اشتباه می کرده است با خود گفتم ما هم ۸ سال در دولت بی در و پیکر خاتمی اشتباه کردیم و گرنه ایالات متحده زودتر تز اینها باید این حرفها را می زد آفرین بر احمدی نژاد این اعترافات رایس نتیجه سیاست ایستادگی و آزادی خواهی و استکبار ستیزی دکتر احمدی نژاد بود
نمی دانم خاتمی و دار و دسته اش وقتی این را شنیدند چه فکر کردند آیا خجالت کشیدند؟
یاد امام بخیر که می گفت آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند
امروز صبح عازم راهپیمایی ۲۲ بهمن در تهران شدم. از خیابان قریب وارد خیابان آزادی شدم به جلو و عقبم هر چه نگاه کردم غیر از آدم چیزی ندیدم. همه آمده بودند زن مرد پیر جوان کوچک نوزاد و...
اعتراف می کنم که تا حالا در عمرم اینقدر آدم یکجا ندیده بودم حسابی تعجب کردم همانجا طی تماسی که با برادرم در اصفهان و یکی از دوستان در بوشهر داشتن هم وضعیت همینگونه بود. به بالای یک پل هوایی رفتم تا چشم کار می کرد جمعیت موج می زد با خود گفتم آمریکا و انگلیس که سهل است همه ملتهای تاریخ هم جمع شوند نمی توانند این کشور و این ملت را به زانو در بیاورند.
دکتر احمدی نژاد -سخنران راهپیمایی- سخنان کوبنده ای ایراد کرد از ولایت و رمز پیروزی انقلاب گفت و در پایان قاطعانه و مستدل از حقوق هسته ای ملت دفاع کرد و جواب غربی ها را داد.
برای برگشت مجبور شدم از کوچه پس کوچه ها بیایم چون سیل جمعیت حرکت را کند کرده بود با خود فکر کردم که مخالفان جمهوری اسلامی با چه رویی خود را مخالف می خوانند آیا آنها واقعا این حماسه ها را نمی بینند چگونه می گویند حکومت ایران مردمی نیست جدا که مردمی ترین و آزاد ترین کشور دنیا ایران است.
